آن روی دیگر جنگ
آن روی دیگر جنگ
نویسنده: امین مرتضایی
اگر از زوایای دیگر هم به جنگ نگاه کنیم، با همهی اتفاقات تلخ و استرسهایی که دارد، روی دیگری هم دارد.
مثلا آقا یوسف، همسایهمان که به تازگی با وام وانت پیکانِ قُراضهاش را به پراید وانت تغییر داده بود تا بتواند بار بیشتری بزند و امور زندگانیاش را بگذراند، به علت کسادی بازار کسب و کارش خوابیده بود.
بیشتر مردم هم با ماشینهای سواریِ شخصیشان بار جابهجا میکردند و کار آقایوسف که چند قسطی از وامش را پرداخت نکرده بود و داشت کار به زنگ زدن به ضامن میکشید، با شروع جنگ شکل دیگری پیدا کرد.
بخشنامهای صادر شد که به علت شرایط بحرانی کشور تا اردیبهشتماه پرداخت اقساط بانکی اجباری نیست!
آن روی دیگر جنگ
یا مثلا امیر ارسلان نوهی پسریِ عمهی مادرم که تازه داماد است و اخیرا از کار بیکار شده و پریشان احوال است، استرس شدید گرفته بود و کاسهی چه کنم به دست گرفته بود.
با شروع جنگ بیش از نیمی از کسب و کارها حتی آنها که پُست و مقام رسمی دارند فعلا از رفتن به محل کارشان معذورند و با امیر ارسلان برابر شدند.
همین هم باعث شد در برابر سرزنشهای نامزدش به خاطر کار جوابی داشته باشد و بگوید الان همه شبیه من هستند و بیکار.
یا سوگل، دخترداییِ شوهرخاله ام که چند روزی تا مراسم ازدواجشان باقی نمانده بود و قرار بود رژیم غذایی بگیرد و لاغر کند، تا برای مراسم لباس عروس اندازه اش پیدا کنند، از آنجا که در چاقی استعداد شدیدی داشت لاغر نشده بود.
اما با شروع جنگ مراسمشان تا اطلاع ثانوی به تعویق افتاد و تازه از استرس زیاد بمب و موشک کلی لاغر کرده و راه چند ساله را در این بیست و اندی روز جنگ طی کرده.
برای همین گاهی بد نیست روی دیگر جنگ را هم ببینیم. شاید نکته مثبتی داشته باشد که در این روزها بتوانیم دلمان را به آن خوش کنیم.
آری جنگ روی دیگر هم دارد. اگر جور دیگر ببینیم!
پایان
بخش «نثر طنز» قلمه را دنبال کنید
